سید مصطفی میرسلیمSeyed Mostafa Mirsalim (متولد ۱۹ خرداد ۱۳۲۶ در تهران) سیاستمدار ایرانی است که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دوم هاشمی رفسنجانی بود.
میرسلیم بین سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ معاون سیاسی اجتماعی وزیر کشور را بر عهده داشت. او که از اعضای حزب جمهوری اسلامی بود که به پیشنهاد بنیصدر برای نخست وزیری به مجلس معرفی شد اما مجلس اول شورای اسلامی با نخست وزیری او موافقت نکرد. از ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۸ در دوره ریاست جمهوری سید علی خامنهای، میرسلیم سرپرست نهاد ریاست جمهوری و مشاور عالی رئیس جمهور بود. میرسلیم از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی است.
در ۹ دی ماه ۱۳۹۵ خورشیدی، وی رسماً بهعنوان نامزد نهایی حزب موتلفه اسلامی برای شرکت در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران معرفی شد؛ وی در آغازین ساعت روز اول نامنویسی برای اعلام داوطلبی نامزدی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶، در وزارت کشور حاضر شد؛ صلاحیت وی توسط شورای نگهبان تأیید و توسط وزارت کشور در شامگاه واپسین روز فروردین اعلام گردید.
او عضو هیئت علمی مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر و مؤسس و رئیس اولین مرکز تحقیقات موتور ایران و ناظر عالی طراحی و ساخت اولین موتور پایه گازسوز (موتور ملی ایران) است. او ریاست فدراسیون نجات غریق و غواصی ایران و عنوان «حامی فدراسیون نجات غریق جهانی ایران» را بر عهده دارد.
وی ۱۹ خرداد ۱۳۲۶ در خانوادهای مذهبی در تهران متولد شد. تحصیلات متوسطهٔ خود را در سال ۱۳۴۴ در دبیرستان البرز به پایان رساند و در سال ۱۳۴۹ موفق به اخذ فوق لیسانس در رشتهٔ مهندسی مکانیک از دانشگاه پواتیهٔ فرانسه شد. بهدنبال آن، در سال ۱۳۵۱ از «مدرسهٔ عالی ملی مکانیک و آئروتکنیک» تخصص مهندسی در رشتهٔ موتورهای درونسوز را کسب کرد.[۴]
میرسلیم از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ مشاور رئیسجمهور در امور تحقیقات و از ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دوم اکبر هاشمی رفسنجانی بود. او هماینک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفهٔ اسلامی است.
میرسلیم از اعضای شاخص حزب موتلفه اسلامی است. وی با استعفای عسگراولادی از دبیرکلی، سمت ریاست شورای مرکزی این حزب را که تازه ایجاد شده بود عهدهدار شد و طبق اعلام روابط عمومی این حزب، در مجمع عمومی اردیبهشت ۱۳۸۸ برای مدت ۳ سال دیگر به عضویت شورای مرکزی آن انتخاب و سمت ریاست شورای مرکزی وی تمدید شد.
تنها مسئولیت پیش از انقلاب وی مدیر بهرهبرداری شرکت راهآهن شهری تهران و حومه در سالهای ۱۳۵۴–۱۳۵۷ میباشد. لکن در سالهای پس از انقلاب سمتهای متعددی را عهدهدار شدهاست.
محمدنبی حبیبی دبیرکل حزب موتلفه در اجلاس سراسری این حزب، اعلام کرد که سیدمصطفی میرسلیم کاندیدای نهایی حزب موتلفه اسلامی برای انتخابات ۹۶ است.
او در این سال ها بیشتر سرگرم پروژه موتور ملی در یک شرکت بزرگ خودروسازی بوده و به جز جلسات حزب متبوع و مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور پررنگ سیاسی نداشته البته نقش مشورتدهی خود را همواره در عالیترین سطوح حفظ کرده است.

نکته جالب درباره مصطفی میرسلیم اما یک فاصله ۳۶ ساله برای آمادگی در تصدی مدیریت اجرایی است.
۳۶ سال قبل و در مرداد ۱۳۵۹ اولین رییس جمهوری (ابوالحسن بنی صدر) قصد داشت او را به عنوان نخست وزیر معرفی کند اما پس از چند روز که فضای مجلس را مساعد ندید این پیشنهاد را پس گرفت. نه که افکار او به بنی صدر نزدیک باشد اما همین که گزینه اصلی حزب جمهوری اسلامی نبود برای رییس جمهور کفایت می کرد.
میرسلیم البته در نامه ای رسمی به عنوان نخست وزیر معرفی نشد اما در هفته اول مرداد ۱۳۵۹ خبر معرفی او تیتر اول روزنامه ها بود و خود او هم نه تنها تکذیب نمی کرد بلکه با امام و بنی صدر ملاقات کرد و از رایزنی برای انتخاب وزیران نیز خبر می داد.
او درآن زمان رییس شهربانی کل کشور بود و به خاطر سال هایی که در فرانسه اقامت داشت و تحصیل می کرد با بنیصدر آشنایی داشت هر چند که به لحاظ فکری به حزب جمهوری اسلامی نزدیک بود.
حزب در سال ۵۸ قصد داشت دبیر کل خود – آیت الله بهشتی- را برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کند اما پس از آن که رهبر فقید انقلاب روحانیون را از مناصب اجرایی برحذر داشت کاندیداتوری او منتفی و راه برای ریاست جمهوری بنی صدر هموار شد.
گزینه بعدی حزب، جلال الدین فارسی بود. او نیز به خاطر افغان تباربودن از رقابت بازماند. از این پس انتخاب بنی صدر چنان محتمل به نظر می رسید که حزب از صرافت حمایت و تبلیغ حسن ابراهیم حبیبی هم افتاد.
ابوالحسن بنی صدر با فاصله فراوان با رقیبان به ریاست جمهوری رسید در حالی که کاندیدای مورد حمایت جامعه مدرسین یک میلیون رأی هم به دست نیاورد.
دو ماه بعد اما انتخابات مجلس را حزب بُرد و عضو موسس حزب نیز به ریاست مجلس رسید.
از این پس مناقشه بر سرانتخاب نخست وزیر پیش آمد چرا که از یک سو باید رییس جمهور معرفی می کرد و از سوی دیگر مجلس رأی اعتماد می داد. حال آن که چهره نزدیک به بنی صدر رأی اعتماد نمی گرفت و کاندیداهای مورد نظر حزب هم مورد قبول رییس جمهور نبودند و کار گره خورد.
در این میان و در دوم مرداد ۱۳۵۹ بنی صدر ترفندی به کار برد. او در نامه ای به امام خمینی از تصمیم خود برای معرفی حاج سید احمد خمینی به عنوان نخست وزیر خبر داد چرا که امام در نطق یک هفته قبل خواستار تشکیل دولتی انقلابی، مکتبی و جوان شده بود.
برای بنی صدر اولویت این بود که نخست وزیر از حزب نباشد و با سید احمد به این هدف خود می رسید اما رهبر فقید انقلاب در نامه ای بی آن که رییس جمهور را مخاطب قرار دهد تصریح کرد: «بنا ندارم منسوبان من متصدی این گونه امور شوند».
در پی آن بود که بنی صدر به مصطفی میرسلیم رضایت داد و خبر معرفی او تیتر نخست روزنامه ها شد. پس از چند روز اما به ناگاه این گزینه کنار رفت و روند دیگری در پیش گرفته شد که به انتخاب محمد علی رجایی انجامید و بنی صدر با اکراه تن داد و سرانجام او را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد.

این اشارات به خاطر آن است که ۳۶ سال بعد در حالی معرفی شده که خود مؤتلفه هم مطمئن نیست نامزد نهایی ائتلاف اصول گرایان باشد البته اگر ائتلافی ممکن و در کار باشد زیرا به نظر می رسد سیاست محافظه کاران این است که انتخابات را به دور دوم بکشانند یا حد اقل مانند سال ۱۳۸۰ بکوشند از آرای رییس جمهور مستقر بکاهند.
به جز این پیشینه معرفی مصطفی میرسلیم از این منظر هم جالب است که حزب موتلفه در غالب ادوار انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا معرفی کرده و البته هیچ گاه موفق نبوده و هر بار به سختی شکست خورده است.

در سال ۸۴ هم احمدی نژاد نامزد آنان نبود و با این که از روی کار آمدن او ابراز خرسندی می کردند و در دولت او با انتخاب عبدالرضا مصری برای وزارت رفاه سهم گرفتند اما احمدی نژاد به همه دعوت های آنان برای حضور در مراسم حزبی حتی سالگرد شهیدان پاسخ منفی می داد.
هر چند در نگاهی دورتر مصطفی میرسلیم به عنوان گزینه ناکام نخست وزیری در سال ۵۹ به یاد می آید اما اگر به جای ۳۶ سال ۲۰ سال به عقب بازگردیم یادآور انتخابات سال ۷۶ هم هست و نوع نگاه سیاسی و فرهنگی او را با مواضعی که به عنوان وزیر ارشاد و در مقابل هنرمندان حامی رقیب نامزد مورد علاقه خود اتخاذ کرد بهتر می توان شناخت.
ماجرا از این قرار بود که با فشار محافظه کاران هاشمی رفسنجانی در حوزه فرهنگ و هنر عقب نشست و وزارت ارشاد را در دولت دوم خود به مصطفی میرسلیم سپرد و چهار سال بعد و در پایان دولت سازندگی وقتی هنرمندان و نویسندگان، فوج فوج از سید محمد خاتمی حمایت می کردند – که حود در سال های ۶۱ تا ۷۱ وزیر ارشاد بود- میر سلیم به خشم آمد و گفت:
« مشغله گروههای فرهنگی و هنری در زمینههای کاری خودشان به اندازهای است که علیرغم تلاشهای زیادشان به سختی میu200dتوانند به تمام مسایل هنری و فرهنگی احاطه یابند چه رسد که بخواهند در زمینه های دیگر که برای آن مجوز نگرفته اند و صلاحیت ندارند اظهار نظر کنند. یک گروه فرهنگی و علمی نباید با موضع گیری های مقطعی و ناگهانی که برای کسب آرای نامزدها مصرف دارد خطر شرمندگی را بپذیرند و خود را از حمایت عام رییس جمهور منتخب محروم کنند.»- [ روزنامه اطلاعات ۲۴ فروردین ۱۳۷۶]
بعد از دوم خرداد ۷۶ اما هنرمندان حمایت کننده از حمایت عام رییس جمهور منتخب محروم نشدند چون رییس جمهور منتخب همان کسی نبود که آقای میرسلیم می خواست و می پنداشت.
مصطفی میرسلیم به خاطر چهره و پوشش خاص و کم حرفی و قبول مسؤولیت های نامرتبط با تخصص دانشگاهی مانند ریاست شهربانی و وزارت ارشاد قدری راز آلود به نظر می رسد و از این نظر معرفی او جالب است اما چون محمد غرضی هم قرار است بیاید از این منظر هم جالب می شود چون در سال ۵۹ محمد غرضی نیز نامزد نخست وزیری بود و انگار هر دو بر آناند تا آرزویی را که در جوانی محقق نشد پیرانهسر تحقق بخشند.
درست ۲۰ سال قبل هم حزب مؤتلفه در معرفی کاندیدای ریاست جمهوری پیشدستی کرد اما ناطق نوری عضو روحانیت مبارز بود و حمایت این گروه کاملا محتمل و قرار بود با مجمع روحانیون رقابت کنند و حالا بعد از ۲۰ سال مهندس «احتراق موتورهای درون سوز» را می خواهند معرفی کنند تا از آرای روحانیِ روحانی بکاهند. در حالی که در تازه ترین انتخابات اعضای ارشد و مشهور این حزب بازی را به لایه های سوم و چهارم اصلاحات که با عنوان فهرست امید وارد صحنه شدند واگذار کردند.
موتلفه که هیچ گاه بیم رد صلاحیت ندارد در هر انتخابات نامزدی معرفی می کند. در سال ۶۰ و در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری عسگر اولادی را برای رقابت با رجایی و جالب این که مرد شماره ۲ این حزب بارها اداعا کرده شهید رجایی عضو موتلفه بوده است. در همین سال و در دوره سوم غفوری فرد و پرورش را برای رقابت با آیت الله خامنه ای، در سال ۶۴ باز عسگر اولادی و باز در رقابت با آیت الله خامنه ای، در دوره پنجم کسی را به رقابت با هاشمی رفسنجانی نفرستاد اما در در سال ۷۲ جاسبی این مأموریت را بر عهده گرفت. حکایت سال ۷۶ را هم البته می دانیم. تمام قد از ناطق نوری حمایت کردند و در سال ۸۰ باز جاسبی و غفوری فرد در حالی که جاسبی دیگر عضو مؤتلفه نبود.
به سال ۸۴ هم اشاره شد.در سال ۸۸ نامزد اختصاصی نداشت ودرصدد رقابت با رییس جمهور مستقر برنیامد که از راست سنتی فاصله گرفته بود. به ۹۲ که رسیدند نیز از دکتر ولایتی حمایت کردند و حالا برای سال ۹۶ مهندس میرسلیم را در نظر گرفتهاند.
آیا زمان برای موتلفه متوقف است که پس از ۳۶ سال سراغ گزینه ناکام نخست وزیری در اولین دوره ریاست جمهوری ومجلس رفتهاند؟!
برچسب:
نویسنده: استخدام کار